|
به نقل از:نیویورک تایمز.آگوست ۲۰۰۸.نوشته شده توسط:VIVIEN SCHWEITZER.ترجمه:LUCID.وبلاگ استاد کیهان کلهر
" شهر خاموش "کاری هیپنوتیزمی است که یاد حلبچه را در خاطر زنده میکند،(یک روستای کردنشین که توسط صدام حسین نابود شد) و کمانچه با ناله هایی که براساس ملودی سنتی ترکی سر میدهد فضای این موسیقی را به یک سوگواری بدل میکند.
کیهان کلهر اعضای Brooklyn Rider را در سال 2000 و در Tanglewood و در جاده ی ابریشم یویوما ملاقات کرد. اعضای این کوارتت : Colin Jacobsen ,violinist "شهر خاموش " نتیجه ی هشت سال آموختن و آزمون است. "Cords” میگوید: "ما از ملاقات اولمان با هم خیلی لذت بردیم.مجذوب دنیایش شدیم،اما در ابتدا حتی رویای ساختن چنین اجرایی با هم را نداشتیم." آغاز "شهر خاموش"بداهه نوازی شده ست،یک خاصیت که از موسیقی اصیل ایرانی جدایی ناپذیر است.چیزی که در آن نوازندگان کارشان را بر پایه ی منتخبی از ملودیها و مایه هایی قرار میدهند که در موسیقی ایرانی ردیف نامیده میشود.موسیقیدانان غربی به ندرت بداهه نوازی میکنند،اما بروکلین رایدر تمام تواناییهایش را در تعامل با کیهان کلهر قرار داد.”Cords”و “Jacobsen” در سفرشان به ایران در سال 2004 تحت آموزشهای پیش نیاز قرار گرفتند. ”Cords” میگوید:"بداهه نوازی ثمره ای از دوستی ماست." اعضای بروکلین رایدر همچنین باید می آموختند که چگونه خود را با مقامها و ربع پرده های رایج در موسیقی خاورمیانه وفق دهند. کیهان کلهر در گروه نوازیهای میان فرهنگی متبحر است.او کارهای موفق فراوانی در این گونه همکاریها دارد،همچون غزل،یک موسیقی دونفره با شجاعت حسین خان،نوازندگی خوب کمانچه و سیتار به گفته ی کلهر "بیشتر به خاطر خویشاوندی دو فرهنگ " و ارتباطهای تاریخی بیشمار است. آلبوم با قطعه ی “ASCENDING BIRD”(الهام گرفته از داستان افسانه ای پرنده ای که میخواست تا خورشید پرواز کند) بر پایه ی یک ملودی است که Cords و Jacobsen در هنگام سفر به ایران شنیده بودند.این قطعه با نجواهای سودایی ملودی آغاز میشود و ناگهان به نوای شوریدگی و شیدایی بدل میشود. در قطعه ی "پرواز"،با زمینه ی همان قطعه ی قبلی کلهر سه تارنوازی شفاف و بیدادگری میکند که صدای ساز بی قرار و پر التهابش بالای صدای سازهای زهی دیگر است. آلبوم با قطعه ی "محبوبم! مگذار من دلسرد شوم"که نامش از شعر یک نویسنده ی ترک درباره ی عاشقان بیطالع برداشته شده ست یک قطعه ی مهیج است که آمیزه ای از موسیقی قرون وسطایی ایتالیایی میباشد که از منشور موسیقی خاور میانه عبور کرده ست. ببینید: کیهان کلهر و کوارتت زهی بروکلین رایدر I کیهان کلهر و کوارتت زهی بروکلین رایدرII اجرای ۱۴ ژانویه ۲۰۰۸ با سپاس فراوان از دوست و همراه عزیز,"نانا" که متن ترجمه شده را اصلاح فرمودند. منابع: + نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 16:20 توسط Lucid |
تنبور سازمعنوی،عرفانی و آیینی بعضی از مناطق استان کرمانشاه است.اهالی این منطقه تنبور را از قرنها پیش به عنوان ساز آیینی خود انتخاب کرده و نغمه های آن را سینه به سینه و با همان کیفیت به نسل ما رسانده اند. کیخسرو پورناظری که استاد تار و سه تار بود،روزی به صورت اتفاقی با تنبور آشنا میشود و چنان مجذوب صدای این ساز میشود که تا سالها تمامی فعالیت خود را روی آن متمرکز میکند. ساز باستانی تنبور که تنها توسط نوازنده هایی در دو منطقه ی "گوران" و "صحنه "در کرمانشاه نواخته میشد ،توسط پورناظری به سازی جهانی شهرت یافت.در نیمه های سال 1359 گروهی در کرمانشاه به رهبری کیخسرو پورناظری شکل گرفت که اعضای آن همه دست بر این ساز داشتند .این گروه از اولین گروه نوازیهای ساز تنبور،پس از گروه امرالله شاه ابراهیمی محسوب میشود.فعالیتهای گروه تنبور شمس از برگزاری کنسرت در کرمانشاه شروع شد و پس از آن،اعضای این گروه ،کیخسرو پورناظری،علی اکبر مرادی،سید خلیل عالی نژاد ،گل نظر عزیزی،سیاوش نورپور،عبدالرضا رهنما و کیهان و کامران کلهر که بعضی از آنها شاگردان تار و سه تار پورناظری بودند،به همراه شهرام ناظری در سال 1361 دست به انتشار اولین آلبوم خود"صدای سخن عشق" میزنند که این آلبوم در زمان خود بسیار مطرح میشود.قطعات این آلبوم و نوای تنبور نوازنده های آن به سرعت مرزهای ایران را پشت سر میگذارد و به اروپا و امریکا هم میرسد و گروه به همراه شهرام ناظری به اجرای کنسرت در کشورهای مختلفی چون کانادا، آمریکا، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، آلمان، بلژیک، سوئیس، چین، هند، ازبکستان و کردستان عراق می پردازند. در سالهای جنگ ایران و عراق،اعضای گروه "تنبور شمس" به خط مقدم میروند و در اردوگاهها و سنگرهای رزمندگان به اجرای برنامه میپردازند.پورناظری در این باره میگوید:" خیلی کار مشکلی بود.ما که رزمنده نبودیم ولی بالاخره میخواستیم سهمی در روحیه دادن به رزمنده ها داشته باشیم.واقعا هم موثر بود در جبهه کرمانشاه و غرب ،طرفهای سومار پیش رزمنده ها میرفتیم و برایشان ساز میزدیم.این کنسرتها و برنامه ها خیلی خیلی در روحیه رزمنده ها تاثیر داشت و بسیار استقبال میکردند." کیهان کلهر میگوید:" تلفیق موسیقی و جنگ برای من چيز جديدي بود. من هم جوان بودم - حدود پانزده، شانزده ساله - و برادرم نيز همراه ما بود كه دف مي زد. يك گروه ده، دوازده نفره بـوديم و بدون توقع و چشمداشتي تصميم گرفتيم اين كارها را در جبهه ها كنسرت بدهيم . مـا را خـط اول نمي بردند، پادگان هايي مي رفتيم كه به خط مقدم نــزديــك بـود و آنـجـا سـربـازان يـا كساني كه مي خواستند به مرخصي بروند، جمع مي شدند. البته صداي توپ و تانك را مي شنيديم . آن موسيقي حتي زبانش هم كردي بود و شايد خيلي از كساني كه در جبهه ها بودند زبان كردي را نمي دانستند، ولي همين باعث مي شد فضا تغيير كند. بعضي وقت ها ضبط صوت مي آوردند و صدا را ضبط مي كردند. براي ما هم خيلي جالب بود، مي رفتيم با آنها غذاي سربازي مي خورديم و شب در پادگان ها مي مانديم." سال 1375 اوج کار گروه تنبور شمس است تا بعد از آن ،به گروه "شمس"تغییر نام دهند.انتشار آلبوم "حیرانی" در این سال ،اتفاقی را در زمینه ی فروش موسیقی سنتی ایران رقم میزند. پس از مدتی اعضای گروه آن را ترک میکنند و از گروه "تنبور شمس" تنها نامی باقی میماند اما سرپرست گروه ناامید نمیشود و پسران خود تهمورس و سهراب را جایگزین نوازندگانی چون عالی نژاد ،مرادی و عزیزی میکند و پس از مدتی،نام گروه را "شمس" می گذارند.گروه دوباره جان تازه ای میگیرد و به کار خود ادامه میدهد.پورناظری ها به همراهی و همدلی هم به انتشار آلبومهایی چون "افسانه تنبور"،"نیشتمان"، "مستان سلامت میکنند"،"دیار مهر" و "پنهان چو دل" میپردازند. منابع: مجله ی همشهری جوان.حاشیه ی مصاحبه ی آقای کیخسرو پورناظری. روزنامه ی آفتاب یزد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برای دیدن تصویر در اندازه ی اصلی کلیک کنید گروههای برگزارکننده ی "بزرگداشت مولانا" در هالیوود باول: یویوما و آنسامبل جاده ی ابریشم گروه کیهان کلهر به همراه حمیدرضا نوربخش نورمحمد درپور دراویش قادری کردستان دراویش دمشق به همراه شیخ حمزه شکور استاد کابلی خطاط شهره آغداشلو گوینده ی اشعار ایرج گرگین گوینده ی اشعار + نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 16:23 توسط Lucid |
غزل کیهان کلهر.شجاعت حسین خان غزل یک واقعه ی زیبا در موسیقی دوران ماست.از یک سو حاصل همدلی لطیف میان دو نوازنده ی جوان شرق است که یکدیگر را در آمریکای قرن بیستم پیدا کرده اند و از سوی دیگر یادآور خویشاوندی چندهزار ساله ی میان فرهنگ ایران و هند است که گویی ناگهان آبستن شکوفایی های تازه می باشد.این خویشاوندی موضوعی است برای مقالات مفصل تحقیقی. در طی تاریخ چندهزار ساله ی مشرق زمین،عوامل مختلفی در تجانس و همدلی میان مردمان ایران و هند موثر بوده اند. از جمله ریشه ی مشترک زبان " هند و ایرانی " ،وجود آئین میترای ایران باستان و گسترش موثر آن در هندوستان ،جریان پیوسته ی داد و ستد و بازرگانی ،جنگ و لشکرکشی ،و مهم تر حضور پیامبرگونه ی هنرمندان هر فرهنگ در میان مردم خود و رساندن پیام آنان به گوش جوامع همجوار. در طی قرنها،جریان قوی و عمیقی که زیربنای این ارتباط بوده ،جهان بینی شرقی است که به این رابطه رنگ و بوی صمیمی و خانوادگی داده .همه ی ما شرقیان ،جهان را از لابلای شاخه های پر پیچ و خم درختی قدیمیکه عرفان مشرق زمین است مینگریم.درختی که دست کاشته خودمان و حاصل تیمارهای خودمان است.زیر سایه ی آن زندگی میکنیم.برگهایش مرهم دردهایمان است و گلهایش تزئین شادیهایمان.شاخه های تنومندش پناهگاه ترسها و سردرگمی هایمان و عطر هوایش آذوقه ی روحمان.هر پرنده ای که به شاخه هایش نشسته آوازش رنگی تازه گرفته.شاعر و موسیقیدان و نقاش،رقصنده و قالیباف معمار، همه ی سروده های خود را به عطر تن او و و پوست تن او ثبت کرده اند. کیهان کلهر و شجاعت حسین خان در سال 1367 با هم آشنا شدند.اجراهای پرشهامت کلهر چند سالی است که هوایی تازه در سینه ی کهن کمانچه ایرانی دمیده و توجه شنوندگان ایرانی و غیر ایرانیرا به خود جلب کرده.او همچنین یکی از موثرترین هنرمندان ایرانی در معرفی و مطرح کردن موسیقی این مرز و بوم در خارج از کشور بوده ست. شجاعت حسین خان فرزند و شاگرد استاد موسیقی هند،ولایت خان می باشد و هفتمین نسل متوالی از نوازندگان سیتار در خانواده ی خود به شمار می آید. او متعلق به مکتب امداد خان در موسیقی شمال هند است و از کودکی حضوری فعال در صحنه ی موسیقی هند در داخل و خارج این کشور داشته است.از خصوصیات کار او استفاده از نغمه های محلی بنگالی و همچنین سازهای کوبه ای ،محلی در کنار موسیقی سنتی هند است. کیهان کلهر که همواره اشتیاق همکاری با موسیقیدانان غیر ایرانی را برای تجربه و اکتشاف داشته است،در پی آشنایی با شجاعت حسین خان قدم پیش نهاد تا آنان دیداری برای تمرین و آزمایش کار مشترک داشته باشند .خاطراتی که از جلسات اول کار بازگو میکند گویای همنوازی بداهه،خودجوش و سیال است که برای هر دو به طور غیرمنتظره ای روان و راحت اتفاق افتاده.شیوه ی کار به این ترتیب بوده که برای هر قطعه ،یکی از گامهای مشترک موسیقی ایران و هند را انتخاب کردند و در درون آن یک ملودی ساده و کوتاه،گاهی چهار یا پنج نت ساخته و سپس در اطراف آن به بداهه نوازی پرداخته اند.این الگو که پایه ی بیشتر قطعات مجموعه ست ،حلقه ی اتصالی فراهم میکندتا دو نوازنده را در حین نواختن به یکدیگر نزدیک نگه دارد و در عین حال فضای آزادی برای بداهه پردازی باز و سبکبال فراهم کند. میزان موفقیت اولین تجربه ها،آنان را بر این داشت که کار خود را به صورت مجموعه ای ضبط شده و کنسرت زنده به علاقمندان موسیقی "چند ملیتی"ارائه دهند.گروه کوچکی به نام "غزل" تشکیل دادند.که در آن "سواپان چات هوری" نوازنده ی برجسته ی تبلای هند نیز همکاری نزدیکی داشته است.غزل که در فارسی نام یکی از ساختارهای شعر سنتی است،در زبان هندی به معنی تصنیف برای شعر و موسیقی به طور همزمان است. اولین کار این گروه در سال 76 به اسم"نغمه های گمشده ی جاده ی ابریشم" در امریکا ضبط و منتظر شده ست.سال بعد مجموعه ی "پرده ی شب بر جاده ی ابریشم" در شهر دهلی هند ضبط و در امریکا انتشار یافت و بالاخره در سال 78 سومین کار این گروه تحت عنوان "طلوع مهتاب بر جاده ی ابریشم" در امریکا تولید شد."غزل" در طی این مدت کنسرتهای زیادی در سراسر دنیا ارائه داده ست و از این طریق گوشه ای از گنجینه ی غنی موسیقی مشرق را پیشکش مردم سرزمینهای مختلف کرده ست. جمشید خازنی - 1380 قطعات آتشی در قلب من 23:58 پری محل 08:08 بشنو از نی 20:52
دانلود کنید: 3:50 - نوع فایل:MP3 - حجم فایل: 3595KB 1:40 - نوع فایل:MP3 - حجم فایل:1572KB 3:39 - نوع فایل:WMA - حجم فایل:4331KB + نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 0:8 توسط Lucid |
|